موضوعات
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
گنجینه ی ادب پارسی که مرا نمیگذارد تنها ! که با من است همیشه که دوانیده در من تنومند ریشه ای . صدای سکوتش که انتهایش بوی مرگ می دهد پاره می کند هر روز پرده ی گوشم را . کشیده است دیواری آجری ، با روزنه هایی کوچک پشت پنجره ی من . پرتوهایی که با خود ارمغان می آورد هوای تازه زان روزنه ها می آید به درون اتاقم گاهی . می کشم آهی ، از اعماق وجود زان سبب که دارم امید مبهمی ، که فرو ریزد روزی این دیوار که ساخته شده است بدست هم اتاقی ام ، که آن پرتوها که اندک بودند و ناچیز و من راضی بدان ها که قلب تاریکم روشن می شد بدان ها ، به خورشیدی تبدیل شود که بسوزاند تار و پود همزادم را .
همه چیز خوب بود . از زمانی که عشق را بیرون کردم از اتاقم ، او آمد . امروز امّا ، صبح دیدم گچی سیاه کشیده است به روی دیوار .
بهمن خسروجردی
نظرات شما عزیزان:
salam aqaye khosrojerdi.in shearetun ro kheili dust daram.qalebe webetun vase yek weblog delneveshte monasebe. jomleye:mara faryad kon man darde moshtarakam:be del mishine.
baz ham be webetun sarmizanam.harchandvaght up mikonid??? movafaq bashid! پاسخ:خیلی ممنون خانوم صالحی .نظر لطفتونه .هر وقت که فرصت کنم مطلب میذارم.قانون خاصی نداره مطلب گذاشتنم. بازم سر بزنید خوشحال میشم . نیلوفر عاشث
![]() ساعت20:21---13 اسفند 1390
سلام .خیلی لذت بردم .عالی بود .
بهتون تبریک میگم خیلی ممنون شنبه 13 اسفند 1390برچسب:, :: 18:56 :: نويسنده : بهمن خسروجردی
![]() ![]() |